ضرورت همذات‌پنداری فیلمساز با سوژه در مستند پرتره

علی لقمانی، مدیر فیلم‌برداری آثار زنده‌یاد خسرو سینایی، در مورد مستند «عبور از نمی‌دانم…» که به زندگی و آثار محمدابراهیم جعفری، شاعر و نقاش، می‌پردازد، اظهار داشت: این مستند با اولین نسل دوربین‌های ویدئویی آنالوگ ساخته شد که کیفیت SD داشتند و هنوز تکنولوژی HD و پست پروداکشن دیجیتال مانند تصحیح رنگ و نور وجود نداشت. در آن زمان، فیلم‌ها بلافاصله پس از مونتاژ پخش می‌شدند. اگر این مستند امروز ساخته می‌شد، قطعاً کیفیت بصری بهتری داشت.

پنجاه و دومین نشست «شب‌های مستند» با نمایش این مستند، با همکاری انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند و مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی در سالن «فردوس» موزه سینمای ایران برگزار مجله ای تی ایریا شد. فخرالدین سیدی، فیلمساز، اجرای این نشست را بر عهده داشت.

سیدی در ابتدای نشست، ضمن خوشامدگویی به حضار، درباره مستند «عبور از نمی‌دانم…» گفت: تماشای این فیلم لذت‌بخش بود و دیدن بسیاری از بزرگان هنر که متاسفانه دیگر در میان ما نیستند، غنیمتی بود. کسانی که علاقه‌مند به پیگیری زندگی و آثار محمدابراهیم جعفری هستند، می‌توانند کتاب «ابری که به دشت خاطره می‌بارد» نوشته پرستو رجایی را مطالعه کنند.

سپس سیدی از علی لقمانی و امید نجوان، پژوهشگر و مستندساز، دعوت کرد تا به سخنرانی بپردازند.

علی لقمانی در سخنان خود به نگاه خاص خسرو سینایی به مستند پرتره اشاره کرد و گفت: خوشحالم که هنوز علاقه به دیدن این نوع فیلم‌ها وجود دارد. سینایی یکی از معدود کسانی است که در حوزه فیلم پرتره، استادانه و دقیق فعالیت کرده است. متاسفانه، با گسترش دوربین‌های ویدئویی در سال‌های اخیر، بسیاری از فیلم‌های پرتره خاصیت سینمایی خود را از دست داده‌اند. به گفته محمدرضا اصلانی، در نسل ما، سینایی تنها کسی است که با جدیت در این حوزه کار کرده و معنای دقیق فیلم پرتره را درک و اعمال می‌کند.

وی افزود: با دیدن فیلم‌های پرتره سینایی، مخاطب سوژه مستند را عمیقاً می‌شناسد. هدف سینایی ارائه اطلاعات صرف درباره سال تولد یا والدین سوژه نیست، بلکه می‌خواهد مخاطب شخصیت را لمس کند و با او ارتباط برقرار کند. فیلم پرتره نباید مانند یک مقاله اطلاعاتی باشد که می‌توان آن را در چند دقیقه مطالعه کرد. به نظر من، «عبور از نمی‌دانم…» نمونه‌ای موفق است که مخاطب را به محمدابراهیم جعفری نزدیک می‌کند و حس زیستی طولانی با او را به ارمغان می‌آورد.

لقمانی ادامه داد: به دلیل آشنایی و دوستی دیرینه با سینایی، می‌دانم که حیف است برخی ظرایف درباره بزرگان ما ثبت نشود. همسر آقای جعفری پس از دیدن فیلم گفتند که این دقیقاً خود محمد است، که نشان‌دهنده موفقیت فیلم در مسیر خود است.

امید نجوان، بازیگوشی تکنیکال سینمایی و ایده‌های فاصله‌گذارانه را از ویژگی‌های ساخته‌های خسرو سینایی دانست و گفت: تماشای «عبور از نمی‌دانم…» برای من خاطره‌انگیز بود، زیرا اولین بار آن را در منزل خود سینایی دیدم. نبود او، به ویژه در سال‌های اخیر، دردناک است. اگر کرونا نبود، می‌توانستیم از حضور و هنر او بهره‌مند شویم. همانطور که همسر آقای جعفری اشاره کردند، این فیلم و دیگر آثار سینایی به خود او شباهت عجیبی دارند؛ روحیه‌ای که سینایی داشت، در فیلم‌هایش نیز منعکس شده است. او در آثارش از بازیگوشی تکنیکال و ایده‌های فاصله‌گذارانه استفاده می‌کرد که در این فیلم نیز قابل مشاهده است و در آثار بعدی او مانند «کوچه پاییز» تکامل یافت. نکته جالب توجه در آثار این هنرمند این است که او برخلاف سنت فیلم‌های پرتره یا زندگی‌نامه‌ای، تلاش می‌کرد بیننده را به شکلی که خودش می‌خواست، با شخصیت اصلی پیوند دهد، نه اینکه صرفاً اطلاعاتی درباره محل تولد و امثالهم ارائه کند، هرچند در این فیلم نیز بخش‌هایی از این اطلاعات وجود دارد.